http://ykmz.blogfa.com/post-30.aspx
نظرات ()
پخش مصاجبه تلویزیونی نویسنده و کارگردان و بازیگرخردسال نمایش " اوخارمان نان
بو خارمانا کندیمیز "از برنامه :تیک تاک " با استقبال عموم بیله سواریها و اهالی استان
اردبیل مواجه شد صداقت و صمیمیت کودکانه سینا و نیز صراحت احمد مسرت ار
دلایل این استقبال بشمار میرود بخشی از این مصاحبه :
مجری : لطفا خودتونو معرفی کنید ؟
سینا : سینا باوفا هستم ده ساله از بیله سوار و در کلاس پنجم درس می خوانم
علاقه مند تئاتر وبازیگری
..............
مجری : وقتی نامت را برای کسب جایزه بازیگری اعلام کردند چه احساسی داشتی ؟
سینا : از خوشحالی میخواستم بال در بیاورم و پرواز کنم احساس خیلی خوبی ..
مجری : جایزه تو چیکارش کردی ؟
سینا : من همه چیز را در تئاتر از استادم آقای مسرت یاد گرفتم ایشون زحمت زیادی
برایم و برای گروه کشیدن و به همین خاطر از همان پشت تریبون جایزه خودم را به
آقای احمد مسزت تقدیم کردم و از اینکارم خوشحالم
مجری : بازیگری لطمه به درست نمی زنه ؟
سینا : با برنامه ریزی که به کمک کارگردان داشتم اصلا وقفه ایی در درس خوندنم
پیش نیومد
مجری : سینا تیک تاک ساعت تو را یاد چه چیزی می اندازد ؟
سینا : اینکه زمان می گذرد و اینکه ساعت تمرین نزدیک است و اینکه گروه و آقای
مسرت منتظرند....
مجری : اگه قرارباشه از کسی تشکر کنی از کی می کنی؟
سنا : از خانواده ام و از اقای مسرت
مجری : مهمترین چیزی که از آقای مسرت یاد گرفتی؟؟
سینا : معرفت ، محبت ، نظم ، دوستی و بازیگری
مجری : اگه قراره یه عالمه گل داشته باشی چیکار می کنی ؟
سینا : گلفروشی باز میکردم وبا پولش کتاب می خریدم و ....
مجری : چند کلمه می گویم شما بفرمائید این کلمات شمارا یاد چه چیز می اندازد ؟
مجری : بازیگری ؟ سینا : زندگی ..عشق
مجری : ساعت ؟ سینا : گذشت زمان
مجری : چتر ؟ سینا : زیر باران باید رفت
مجری : اگه قرار باشه یک کلمه از دنیا حذف کنی آن کلمه چیه ؟
سینا : خشونت !!!
مجری : چرا ؟؟
سینا : جنگ را دوست ندارم دوست دارم همه دوست باشند ....
مجری : تئاتر را ادمه می دهی ؟
سینا حتما ...البته به کمک استادم آقای مسرت
نظرات ()
این بخشی از نظر لطف عزیزان است و اظهار محبت سایر عزیزان در ادامه درج خواهد
شد.
ولی سرباز ( بازیگر ) : ..و ما یاور را در دل و حاطر می سپاریم نه خاک !!!!!
رسول سمائی ( دوست دیرین و همبازیش ): ..باور کن ..یاور دیگر نیست
اما ..ما پیشش هستیم ..
یوسف دادجو ( هنرمند تئاتر ): بیمارستانیم "همه" را خبر کردیم ..دارن می
آن ...
سجاد محبی ( بازیگر ): رفتم خونه "یاور " شما بگید من پلاکاردهای تسلیت
را به کی بدم؟؟؟؟؟
سعید فرقانی (هنرمند مشگین شهری ):خدا رحمتش کند از طرف بچه
های مشگین شهر اعلامیه و پلاکارد تسلیت نصب کنید ..
جابر فتحی ( هنرمند ): قدر زنده هارا بدانیم بهتره ..مگه نه ؟؟؟
غریب منوچهری (هنرمند پارسابادی ) یاور؟؟ اون که خیلی جوون بود!! باورش
مشکله !! خدارحمتش کنه و.
اصغر سعادت (هنرمند پارسابادی ) : واقعا متاثر شدم مارا در غم
خود شریک بدانید
وکیل لشگری (عاشیق از جعفرآباد):خواهشا بگو که شوخی میکنی !!!و
بغض من واو هم زمان می ترکد ...
فرزاد سعیدی ( هنرمنداز جعفرآباد ) : من الان رسیدم ..ای کاش این خبر یک
نمایش بود!!!! آخه کاش خبر شوخی هاش ..خنده هاش ...چرا
مرگش؟؟؟؟؟؟؟؟؟ وبلاگتو دیدم نوشته هات داغونم کرد و اون عکسش !!! و اون
نگاهش ..
حمید یوسفی ( کارمند ارشاد): این خبر واقعیت دارد؟؟!! تو روخدا؟؟؟و ....
فرهاد گرانمایه ( بازیگر):یاور به همه شوخی می کنه جان یاور شوخیه؟؟؟ و
اشکهایش!!!!
هامون نظمی ( بازیگر): من هنوز در شوک این خبر هستم ...آیا ؟؟( واز صدای
گریه ام صحت خبر را در می یابد ) و او نیز....
اکبر صادقی ( بازیگر ): جریان یاور درسته ؟؟ شما خودتون باورتون میشه؟؟
خدا......
زهرا شاهی مقدم (بازیگر): خبر را شنیدین ؟؟؟( و گریه امانش نمی دهد)
سواد باوفا ( عضو شورای شهر ): تسلیت میگم از طرف خودم و همه!!
فراهم میرزایی (عضو شورای شهر): خدا صبرتان دهد تسلیت میگم .
صمد پورامان( شاعر) :ما را در غم خود شریک بدانید اما چرا؟؟؟
وکیل کار گر (دبیر ): من هم به نوبه خود این ضایعه را به جامعه هنری تسلیت
می گویم
طه مسرت ( بازیگر و هم بازی او در سال 82): دقت می کنید خدا گلچین است
گلها و از میون گلها بهترین ها را دسته چین می کند ..شهروز ...یاور ..
مهدی خاکپور ( بازیگر ): با سلام احمد عمی باغریم چارتاییر نجور اینانیم اوزوم
بو گون اوز قارداشیمی یودیم و کفن اتیم
اوزوم بو گون بو الریمنن اوز دوستمی قبر اوینه قویدیم .
احمد عمی تز گل@
محمد نباتی مقدم ( نویسنده اردبیلی ): تسلیت می گم خدا رحمتش کنه
نظرات ()